ابراهيم اصلاح عربانى

143

كتاب گيلان ( فارسى )

برسد . عمر بارورى زيتون بر خلاف بسيارى از درختان ميوه بسيار طولانى است . گاه يك درخت تا صدها سال عمر مىكند . روش ازدياد آن از طريق قلمه زدن يا استفاده از پاجوشها است . در سالهاى اخير براى تكثير زيتون بيشتر از روش قلمه زدن استفاده مىشود . به‌طور كلى زيتونها را به دو دسته روغنى و كنسروى تقسيم مىكنند . زيتونهاى روغنى بيشتر براى روغن‌كشى به مصرف مىرسند در حالىكه زيتونهاى كنسروى عموما از نوع گوشتى بوده و مصرف خوراكى دارند . انواع زيتونهاى روغنى بومى 18 تا 23 درصد روغن دارند . انواع زيتونهائى كه در منطقه رودبار كاشته مىشوند عبارتند از : - زيتون روغنى كه حدود 60 درصد از باغهاى منطقه را تشكيل مىدهد و ميوه آن بيضىشكل است . - زيتون زرد كه از نوع اول كوچكتر بوده و حدود 30 درصد باغهاى منطقه را مىپوشاند . - زيتون مارى كه شكل كشيده و باريك دارد و ميزان گوشت آن نيز كمتر از انواع ديگر است . اين نوع زيتون به دليل طعم خاص خود مصرف خوراكى دارد . حدود 7 درصد باغها از اين نوع تشكيل شده است . - زيتون شنگه كه تقريبا شبيه زيتون مارى است . - انواع كم‌اهميت ديگر مانند فيشمى ، زيتون گرد و يا گلوله زيتون كه سطح كمى از باغها را مىپوشانند . زيتون نيز همانند برنج انواع زودرس و ديررس دارد . به همين دليل برداشت زيتون از اواسط شهريور تا اواسط دىماه ادامه مىيابد . با وجود توسعه نسبتا چشمگير زيتونكارى در منطقه رودبار شيوه برداشت كماكان به طريق سنتى است مثلا كشاورزان به هنگام برداشت محصول با چوبهاى بلندى بر شاخه‌ها ضربه زده و آنها را مىريزند . اعمال اين روش به محصول زيتون صدمه زيادى وارد مىسازد و بر روى رنگ و طعم و بوى زيتون تأثير بد مىگذارد . زيتونكارى در بيش از 60 آبادى از شهرستان رودبار رايج است . غالبا درخت زيتون هردو سال يك‌بار محصول فراوان مىدهد . ميوه زيتون به صورت سبز تلخ است و عامل تلخى آن نوعى گلوكز مىباشد . براى از بين بردن تلخى آن از محلولهاى قليائى استفاده مىشود . پس از شستشوى زيتون با محلولهاى قليائى آن را در محلول آب‌نمك 10 درصد قرار مىدهند و آن را به مصرف خوراكى مىرسانند . زلزله ويرانگر خرداد 1369 كه طى آن خسارات جانى و مالى زيادى به منطقه رودبار وارد آمد علاوه بر تخريب شهرها و روستاها و راهها ، آسيب فراوانى به باغهاى زيتون رساند . حركت دامنه‌ها و لغزش و ريزش آنها درختان پربار زيتون را نيز در بسيارى نقاط از ريشه كنده نابود كرد . در كنار آن كارگاههاى روغن‌كشى محلى ويران شدند . از اينرو مىتوان تصور كرد كه با ويرانى و تخريب صنايع تبديلى زيتون خسارات غيرمستقيمى علاوه بر درختان و نهالها بر كليت كشت زيتون در ناحيه رودبار وارد آمده است كه جبران آن نيازمند زمان و امكانات مالى زيادى خواهد بود . 6 - 7 - ابريشم پرورش كرم ابريشم و غرس درختهاى توت از جمله مهمترين فعاليتهاى كشاورزى گيلان به‌شمار مىرود . گيلان از گذشته‌هاى دور نيز مهمترين منطقه توليد ابريشم ايران بوده و هنوز نيز اين موقعيت برتر را حفظ كرده است . به نوشته رابينو « 44 » ، ابريشم مهمترين محصول گيلان پس از برنج بوده است . در مورد اينكه مردم گيلان با پرورش كرم ابريشم از چه زمانى آشنا شده‌اند ، اطلاع دقيقى در دست نيست . اما شواهدى وجود دارد كه قدمت تاريخى آن را در سواحل درياى خزر به دوران پيش از اسلام مىرساند . لرد كرزن در كتاب ايران و قضيه ايران « 45 » ، انتقال كرم ابريشم را از چين به اروپا در دوره ژوستينين حدود 550 ميلادى نوشته است . اما ترديدى نيست كه پرورش آن در ايران به زمانهاى دور تر مىرسد ، چرا كه ارتباط تاريخى ديرينى ميان ايران و چين وجود داشته و علاوه بر آن راههاى اصلى تجارى ميان شرق و غرب يعنى چين و اروپا و سواحل شرقى درياى مديترانه كه به نام جاده ابريشم معروف است از ايران مىگذشته . يكى از اين راهها كه از جمله راههاى مهم جاده ابريشم به شمار مىرفته راهى است كه از روستاى هرزويل در مجاورت منجيل مىگذشته است . علاوه بر آن غير از اين راه اصلى كه منشأ بسيارى از نقل‌وانتقالات كالائى و تجارى و فرهنگى و حتى قومى ميان ايران و چين بوده سواحل درياى خزر ارتباط ويژه‌اى با آسيا و چين داشته است . به همين دليل برخى معتقدند كه پرورش كرم ابريشم از طريق چين به مازندران و سپس به گيلان رسيده است . آنچه مسلم است پرورش كرم ابريشم در دوره صفويه در گيلان رواجى كامل داشته است ، چرا كه صفويها خود از يك طرف اراضى خاصه زيادى در گيلان داشتند و از طرف ديگرى پادشاهان اين سلسله خود در تجارت خارجى و داخلى كشور از جمله ابريشم سهيم بودند . منابع تاريخى و جغرافيايى از توليد ابريشم در گيلان به عنوان يكى از مهمترين فعاليتهاى روستاييان و كشاورزان در دوره صفويه ياد كرده‌اند . در كتاب گنج شايگان « 46 » به نقل از شاردن سياح فرانسوى كه در حدود 1670 در ايران بوده ميزان توليد ابريشم ايران را 633000 من يا 1900000 كيلو ذكر كرده كه از آن 423000 من ( 1269000 كيلو ) يا به عبارتى 67 % تنها در گيلان توليد مىشد . به نوشته آدام اولئاريوس توليد ابريشم گيلان در 1637 ميلادى 8000 عدل بوده كه حدود 40 % از توليد كشور را تشكيل مىداد . وى شرح مبسوطى از چگونگى پرورش كرم ابريشم در گيلان نوشته و آن را يكى از منابع مهم ثروتى به‌شمار آورده است . « 47 » در قرن هفدهم ميلادى توليد ابريشم در گيلان رونقى بسزا داشت و تجار روسى و انگليسى و هلندى و فرانسوى براى خريد ابريشم و پيله گيلان رقابت شديدى داشتند « 48 » . در طى قرن هجدهم ميلادى به دنبال سقوط صفويه و بىثباتى سياسى

--> ( 44 ) . همان كتاب ، صفحهء 46 . ( 45 ) . ايران و قضيهء ايران ، لرد كرزن ، ترجمهء وحيد مازندرانى ، مركز انتشارات علمى و فرهنگى ، تهران 1362 ، چاپ دوم ، جلد اول ، صفحه 481 . ( 46 ) . گنج شايگان ، محمد على جمال‌زاده ، انتشارات كاوه ، برلين 1335 ، صفحهء 24 . ( 47 ) . سفرنامه آدام اولئاريوس ، ترجمهء احمد بهپور ، سازمان انتشاراتى و فرهنگى ابتكار ، تهران 1363 ، صفحهء 266 . ( 48 ) . گيلان و آذربايجان شرقى ، مارسل بازن و كريستيان برمبرژه ، صفحه 109 .